السيد محمد حسين الطهراني
355
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ امام وجود عينى و خارجى قرآن است ] قال : فعلىّ بن ابى طالب اذن قسيم الجنّة و النّار عن رسول الله صلّى الله عليه و آله ؛ و رضوان و مالك صادران عن أمره ، بأمر الله تبارك و تعالى . يا مفضّل ! خذ هذا ! فإنّه من محزون العلم و مكنونه ، لا تخرجه إلّا إلى اهله . « 1 » ( حضرت گفت : بنابراين در اين صورت ، علىّ بن ابى طالب ، تقسيمكنندهء بهشت و جهنّم است ، از ناحيهء رسول الله صلّى الله عليه و آله ، و رضوان و مالك ، از أمر او كه از أمر خداوند تبارك و تعالى نشأت گرفته است ، عمل مىكنند . و از أمر او بوجود آمدهاند ، و در تحت أمر او مىباشند . اى مفضّل ! اين مطلب را بگير ، زيرا آن از علوم مخزون و مكنون و پنهان است كه : كسى را بدان دسترس نيست ، و آن را پنهان بدار ؛ و براى كسى بازگو مكن ؛ مگر آنكه اهليّت شنيدن و دريافت نمودن اين گونه استدلال را داشته باشد ) . ما در دقّت و تأمّل در اين حديث ، كه نه يك باب ، بلكه ابوابى از علوم را براى ما مىگشايد ، كيفيّت استدلال صادق آل محمّد را بر عموميّت و كليّت تقسيم أمير المؤمنين عليه السّلام بهشت و جهنّم را نسبت بهر محبّ و مبغض گرچه از انبياى سلف ، و اعداى آنها ، و امّتان ايشان در زمان پيشين بودهاند ؛ درمىيابيم . و بر همين نهج از استدلال ، مىتوانيم استدلال بر عموميّت و سرايت قرآن كريم بنمائيم . و بنابراين بر هر فرد مسلمان ، لازم است براى وصول بر حقيقت آيات قرآن ، خود را به مرحلهء إدراك كليّات برساند ؛ و با تهذيب أخلاق ، و تطهير نفس ، قابليّت بدست آوردن تأويلات قرآن را پيدا كند . و به صرف خواندن ، و از حفظ داشتن اكتفا ننمايد ، و گرنه چه بسيار از ظلمه ، و حاكمان ستمگرى كه در طول تاريخ آمدهاند ؛ و قرآن را مىخواندهاند ؛ و بدان بر منافع خود استدلال مىكردند . أمير المؤمنين عليه السّلام حقيقت قرآن است . فلهذا همانطوركه قرآن مردم را به دو فرقه : بهشتى و دوزخى تقسيم مىكند ، وجود عينى و خارجى آن نيز
--> ( 1 ) تفسير صافى ، طبع افست ، ج 1 ، ص 16 .